من 'نمی توانستم' به او بگویم که با جنس مخالفش حرف نزند شوخی | ⇔♡~ØαՐԾφÂŧÎ~♡⇔
من "نمی توانستم" به او بگویم که با جنس مخالفش حرف نزند شوخی نکند، رفت و آمد نداشته باشد.. نمی توانستم بگویم میخواهم فقط مرا داشته باشد.. تنها کاری که از دستم برمی آمد این بود که "سکوت" کنم و به رویم نیاورم که دلخور شده ام.. یک گوشه کِز میکردم و در جواب پرسش:«چیزی شده؟» فقط می توانستم لبخند تلخی بزنم و بگویم:«نه جانم!» نمی شد به اوبگویم ماتمِ چشمهایم را ببیند، معنی لبخند تلخم را بفهمد و دستِ دلم را بگیرد و بهش بگوید ناراحت نباش.. من نمی توانستم به او بگویم :«فقط برای من باش»